کتاب مدرسه جاسوسی جلد 2
تو جلد دوم این مجموعه که اسمش «اردوی مرگ»ئه، بِن ریپلی برای این که جاسوس خفنی بشه، یه سال آموزش دیده و از انواع و اقسام خطرها جون سالم به در برده. حالا تابستون از راه رسیده و میخواد خودش رو برای تعطیلات آماده کنه. اما از تعطیلات تابستونی خبری نیست، چون کار جاسوسهای تحتِ آموزش تمومی نداره و از تهدیدهای اسپایدر که یه سازمان جاسوسی دشمنه، نمیشه فرار کرد!
حالا این که تو این جلد چه اتفاقهایی برای بِن میافته و میتونه هویت مخفی و خونسردیاش رو حفظ کنه یا نه، باید خودتون بخونیدش!
جلد دوم مدرسه جاسوسی که یه جورایی دنبالهی جلد اوله، خیلی جذاب و خوندنیه و تا صفحهی آخر نفستون رو بند میآره و شما رو دنبال خودش میکشونه تا یه لحظه هم دست از کتاب خوندن برندارید!
شخصیتهاشم مثل شخصیتهای همون جلد اول هم هیجانهای نوجوونی رو تجربه میکنند، هم با واقعیتهای تلخ زندگی روبهرو میشن.
به غیر از همهی اینا، خوبی مجموعهی «مدرسهی جاسوسی» اینه که نویسندهش زور نزده تا قهرمانسازی کنه. در عوض تصویر حقیقی هر کدوم از شخصیتها، هم خوبیها و هم بدیهاشون رو به تصویر کشیده.
